کودکان نابغه اند

 

سالها قبل ،آزمایش چالبی بر روی دو آموزگار انجام شد. به آموزگار اول،کلاسی را دادند و به او گفتند که شاگردان این کلاس همگی نابغه هستند و در ادامه نیز خاطر نشان کردند که این دانش آموزان بسیار باهوشند با این وجود سعی می کنند گولتان بزنند.آنان خودشان را تنبل نشان می دهند ،تکالیفشان را به تمامی انجام نمی دهند و از مشق شب بیزارند.اما به حرف آنها اهمیت ندهید،چون از عهده ی انجام همه ی کارها بر می آیند.تنها باید در برابرشان صبور بوده و عشق و درک را به آنها ارزانی دارید.به آموزگار دوم نیز کلاسی را دادند که شاگردانش بهره هوشی متوسط داشتند و در ادامه نیز خاطر نشان کردند که :دانش آموزان این کلاس نه خیلی با هوش هستند و نه خیلی کودن.آنان بهره هوشی و توان متوسطی دارند و به همین دلیل همانتظار داریم نمره هایشان در همان حد وسط باشند.همانطور که انتظار می رفت ،عملکرد دانش آموزان نابغه بهتر از دانش آموزان با بهره هوش متوسط بود.در پایان سال ،دانش آموزان نابغه به اندازه یک سال از دیگر دانش آموزان جلو افتادند.جالب اینجاست که در حقیقت امر ،در هیچ کلاسی اثری از دانش آموزان نابغه نبود و هر دو گروه از هر نظر در رده  متوسط قرار داشتند،این ها تفاوت در دیدی بود که آموزگاران از آنها داشتند.متخصصان مسائل آموزشی بر این باورند که آموزش، ارتباط مستقیمی با نحوه ی دید اولیای مدرسه و خانه دارد.اگر معلمی احساس یاس و نا امیدی کند،اگر تصویر ذهنی اش از خود ،یک انسان بد بخت ،حقوق بگیر باشد و اگر برای کار خود ارزش و اعتباری قائل نباشد ،مطمعناً این معلم نمی تواند بچه ها را به خوش بختی و سعادت برساند.امّا بلعکس اگر معلمی تصویر ذهنی مثبتی از خود داشته باشد و از شغل خود احساس لذت و رضایت کند ،این معلم می تواند به بچه ها امید ،نشاط و حس رسیدن به موفقیت بدهد.بر همبن مبنا یکی ازمواردی که برای استخدام معلم ها باید رعایت شود این است که آنان باید بدانند که شغلشان یکی از سخت ترین مشاغل در جهان است،امّا در این حال اگر کسی عاشق این حرفه باشد جزء مشاغلی محسوب می شود که بیشترین کمک را به شکوفایی ذهن خلاق و احساس ناب یک فرد می کند.البته هنوز در جهان از لحاظ درآمدی معلم ها حقوق کمتری نسبت به بسیاری از مشاغل دریفت می کنند،امّا اگر بخواهیم کلاس های خلاق تشکیل دهیم باید اول ازانسان های عاشق استفاده کنیم،دوم حقوق و مزایای بالایی به انها پرداخت کنیم.سوم بر روی ذهن و احساس خلاق آنها کار کنیم و پویایی را به آنها ایجاد کنیم.چهارم این که مهارت ها و دانش لازم را به آنها آموزش دهیم،لذا اگر اعتقاد داشته باشیم که بچه ها به طور ذاتی نابغه هستند،باید بدانیم که شکوفایی آنها به معلم ها،اولیای مدرسه و والدین بستگی مستقیم دارد.

این معلم ها هستند که جسارت بودن را به بچه ها می آموزند.در زندگی رنج های بسیاری وجود دارد که ما باید یاد بگیریم که چگونه از مقابل آنها عبور کنیم؛همیشه موفقیت به معنای کسب نمرات خوب در مدرسه و دانشگاه و اخذ مدرک تحصیلی نیست،موفقیت می تواند در نحوه ی مواجه ما با نا ملایمات باشد.اینکه چگونه می توان سربلند و پیروز شد؟شاید زمانی برسد که تشکیل ذهنی سالم و خلاق در بچه ها شکل بگیرد.

باید یاد بگیریم با اتفاقات و حوادث هولناک برخورد صحیح و عاقلانه ای داشته باشیم.هر روز ممکن است درد و رنج و یا یک حادثه ی ناگوار در زندگی پیش آید .شما با این وقایع چگونه برخورد خواهید کرد؟تسلیم می شوید ؟ یا اینکه به خوبی می توانید با این مشکل رو به رو شوید؟ یکی از مشکلات نظام آموزشی این است که صرفاً به افزایش اطلاعات و دانش بچه ها فکر می کنند. در حالی که وظیفه ی اصلی و خطیر نظام تعلیم و تربیت ،درست فکر کردن ، تصمیم گیری صحیح در مواقع ضروری ،عقلانی عملکردن و در موقع نیاز ،عاشقانه برخورد کردن است.بچه ها نابغه هستند اگر تصویر ذهنی سالمی از خود داشته باشند.

 

برگرفته از کتاب جامعه شناسی نخبه پروری

 

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *