تجربه بازی رها در طبیعت توسط تعدادی از کودکان

اگر روزی “تجربه فقر” کودکانی بیمار و مبتلا به سوءتغذیه، سِل، وبا، کم خونی و… روی دست بشریت می گذاشت، امروز این “فقر تجربه” است که کودکانی بیمار و مبتلا به امراضی همچون چاقی، بیش فعالی، کمبود ویتامین D، کم تحرکی، افسردگی و… روی دست جامعه می گذارد.
فقر تجربه یعنی زندگی بی کیفیتی که دور تا دور او را دیوار فراگرفته و راه را بر هرگونه تجربه اصیل و غنی بسته باشد. زندگی ای که ابزارها و ویژگی های ذاتی اش برای یادگیری و رشد، هرگز فرصت بروز پیدا نکنند. فقر تجربه یعنی دویدن ممنوع، یعنی گِلي شدن ممنوع، یعنی آپارتمان «نشینی». فقر تجربه یعنی خیس شدن ممنوع، باران ممنوع، آفتاب ممنوع، یعنی مغزهای پرکار و دست های بیکار. فقر تجربه یعنی مُهر «پرواز ممنوع» بر رؤیاهایش، یعنی «هرچه زودتر بزرگ شو!» فقر تجربه یعنی انقراض «کودکی» در یک سرزمین و قحطی انسانهای مؤلف، مولد، خلاق و عاشق؛ یعنی خشکسالی اجتماعی. فقر تجربه یعنی شکفتن ممنوع.

«خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمی‌خواند.» (شاملو)
————————
پی نوشت: مشاهده گر دقیق «تجربه» های کودکان مان باشیم و معیارمان برای ارزیابی تجربیاتش تنها غنا و اصالت آنها باشد، نه داوری ارزشی. «فقر تجربه» را ریشه کن کنیم!

عارف آهنگر، تسهیلگر

بر آن شدیم در تاریخ 22 تیرماه 97 با تعدادی از کودکان بودنمان در طبیعت را تجربه کنیم.

جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر لطفا با ما تماس حاصل نمایید.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *